«اَلمؤ‌مِنُ‌ القَوِ‌يُّ‌ خَيرٌ‌ وَ‌ اَحَبُّ‌ مِنَ‌ المُؤ‌مِنِ‌ الضَّعيفِ»

شخص‌ با ايمان‌ قوي‌ و نيرومند، از شخص‌ با ايمان‌ ضعيف‌ بهتر و دوست‌داشتني‌تراست.

مسأله‌ توجه‌ به‌ پرورش‌ تن‌ و ورزش‌ در دنياي‌ پيچيده، امروز به‌ صورتي‌ فراگير شده‌ است‌ كه‌ كمتر جامعه‌ يا ملتي‌ را مي‌توان‌ پيدا كرد، در امور ورزش‌ و پرورش‌ تن‌ دلارها خرج‌ نكند و شايد بتوان‌ ادعا كرد كه‌ بيش‌ از نيمي‌ از جمعيت‌ جهان‌ به‌ عناوين‌ مختلف‌ با آن‌ سروكار دارند. برخي‌ از مردم‌ ورزشكار حرفه‌اي‌اند و گروهي‌ ورزشكار آماتور، برخي‌ طرفدار و ورزش‌دوست‌ هستند و براي‌ ديدن‌ مسابقات‌ ورزشي‌ حاضرند وقت‌ها صرف‌ كنند و پول‌ها خرج‌ كنند. به‌ همين‌ دليل‌ وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها براي‌ آن‌ تدارك‌ ديده‌اند و اسلام‌ كه‌ دين‌ زنده‌ و پويا مي‌باشد، در اين‌ امر مهم‌ توجه‌ ويژه‌اي‌ داشته‌ است.

مسأله‌ توجه‌ به‌ پرورش‌ تن‌ در اسلام‌ و تعبيري‌ كه‌ در قرآن‌ در زمينه‌ داستان‌ طالوت، وقتي‌ كه‌ بعنوان‌ فرمانرواي‌ مردم‌ انتخاب‌ مي‌گردد و از سوي‌ بعضي‌ كم‌خردان‌ مورد انتقاد و اعتراض‌ قرار مي‌گيرد، پيامبر قوم‌ در توجيه‌ انتخاب‌ طالوت‌ مي‌فرمايد: او داراي‌ دو خصلت‌ خوب‌ است؛ يكي، آگاهي‌ و علم‌ و دومي، توانايي‌ جسمي. مي‌بينيم‌ كه‌ نيرومندي‌ جسمي‌ و بدني‌ در كنار نيرومندي‌ فكري‌ و روحي‌ و آگاهي‌ مطرح‌ گرديد:

«اِنَّ‌ اَ‌ اصطَفيهُ‌ عَلَيكُم‌ وَ‌ زادَهُ‌ بَسطَةً‌ فِي‌ العِلمِ‌ وَ‌ الجِسمِ»

خداوند او را بر شما برگزيده‌ و علم‌ و (قدرت) جسم‌ او را وسعت‌ بخشيده‌ است.

اصولاً‌ با ديدي‌ كه‌ اسلام‌ مترقي‌ در مورد انسان‌ دارد و او را داراي‌ ابعاد مختلف‌ وجود مي‌داند و تكامل‌ و رشد انسان‌ را بواسطة‌ وجود تن‌ او مي‌داند و اين‌ حقيقت‌ در روايتي‌ از لسان‌ پيامبر گرامي‌ اسلام‌ به‌ صراحت‌ آمده‌ است:

«اِنَّ‌ اَ‌ عَزَوَجَل: رَكَّبَ‌ فِي‌الملائكةِ‌ عقلاً‌ بلا‌ شهوة‌ وَ‌ رَكَّبَ‌ فِي‌البهائمِ‌ شهوةً‌ بلا‌عقل‌ ِ‌ و ركَّبَ‌ فِي‌ بني‌آدمِ‌ كِلِيهِما وَ‌ مَن‌ غَلَبَ‌ عقلُهُ‌ شهوتَهُ‌ فَهُوَ‌ خَيرٌ‌ مِنَ‌ الملائكةِ‌ وَ‌ مَن‌ غَلَبت‌ شهوتُهُ‌ عقلُهُ‌ فَهُوَ‌ شَرُّ‌ مِنَ‌ البهائم»

رسول‌ عزيز اسلام‌ مي‌فرمايد: خداوند سه‌ نوع‌ موجود در جهان‌ خلق‌ كرده‌ و حصر نيز حصر عقلي‌ مي‌باشد، يعني‌ قسم‌ چهارمي‌ در جهان‌ موجود نمي‌باشد:

ملائكه‌ را بدون‌ شهوت‌ خلق‌ كرده‌ و بهائم‌ را همراه‌ با شهوت‌ و انسان‌ را تركيبي‌ از شهوت‌ و عقل‌ -(ملائكه‌ و بهائم)- اگر عقل‌ انسان‌ بر شهوت‌ و تن‌ و جسم‌ او غالب‌ شود او بهتر از ملائكه‌ است‌ و اگر بر عكس، تن‌ و جسم‌ و شهوت‌ بر عقل‌ غالب‌ شود چنين‌ كسي‌ از بهائم‌ پست‌تر مي‌شود.

تكامل‌ و حركت‌ در فرشته‌ها و ملائكه‌ وجود ندارد، چون‌ تك‌ بعدي‌ هستند. از اول‌ كه‌ خلق‌ شده‌اند دايماً‌ يك‌ حالت‌ دارند؛ جنبة‌ ملكوتي‌ و عرفاني‌ و اخلاقي‌ محض‌ هستند و بهائم‌ و چهارپايان‌ نيز به‌ دليل‌ تك‌ بعدي‌ بودن‌ تكامل‌ در زندگيشان‌ يافت‌ نمي‌شود، مثلاً‌ موريانه‌ و زنبور عسل‌ از همان‌ اول‌ خلقتشان‌ بهترين‌ لانه‌ها را مي‌ساختند كه‌ مهندسين‌ را به‌ حيرت‌ وا مي‌داشتند. الان‌ نيز همان‌ لانه‌ را مي‌سازند. بهترين‌ سيستم‌ حكومت‌ نظامي‌ و پليسي‌ در زنبور عسل‌ وجود دارد كه‌ اگر زنبوري‌ از شهد گل‌ بدبو بنوشد و قصد ورود به‌ كندو را داشته‌ باشد سربازان‌ محافظ‌ كندو حق‌ حيات‌ را از او مي‌گيرند و او را اعدام‌ مي‌كنند كه‌ نبايد اجتماع‌ را آلوده‌ كند. هميشه‌ به‌ همين‌ روال‌ است، چون‌ تك‌ بعدي‌ است‌ و جنبه‌ خاكي‌ و ناسوتي‌ و حيواني‌ دارد.

در اين‌ ميان‌ تنها انسان‌ است‌ كه‌ تكامل‌ و حركت‌ دارد. انسان‌ ايستا نيست‌ و اين‌ حركت‌ و تكامل‌ به‌ خاطر دو بعدي‌ بودن‌ آن‌ است، يعني‌ بواسطه‌ تن‌ و جسم، جان‌ و روان‌ و يا فرشته‌ و حيوان. لذا انسان‌ متحرك‌ است‌ و حركت‌ انسان‌ يا به‌ طرف‌ بالا است‌ و يا سقوط‌ مي‌كند. اگر مي‌خواهد صعود كند بايد جسم‌ خود را كه‌ مقدمه‌ و محل‌ عبور روح‌ و عقل‌ است‌ پرورش‌ دهد والا‌ سقوط‌ خواهد كرد. به‌ تعبير ديگر، عقل‌ سالم‌ در بدن‌ سالم‌ مي‌باشد. مولانا اين‌ مهم‌ را به‌ زيبايي‌ بيان‌ فرمود:

در حديث‌ آمد كه‌ خلاق‌ مجيد خلق‌ عالم‌ را سه‌ گونه‌ آفريد

يك‌ گروه‌ را جمله‌ عقل‌ و علم‌ و جود آن‌ فرشته‌ است‌ و ندارد جز سجود

نيست‌ اندر عنصرش‌ حرص‌ و هوا نور مطلق‌ زنده‌ از عشق‌ خدا

نوع‌ ديگر از دانش‌ تهي‌ همچون‌ حيوان‌ از علف‌ در فربهي‌

او نبيند جز كه‌ اصطبل‌ و علف‌ از شقاوت‌ غافل‌ است‌ و از شرف‌

نوع‌ سوم‌ هست‌ آدميزاد و بشر از فرشته‌ نيمي‌ و نيمش‌ ز خر

اسلام‌ مي‌خواهد انسان‌ واقع‌ بين‌ و معتدل‌ باشد و يك‌ جهته‌ خطمشي‌ خود را تعيين‌ نكند. اين‌ حالت‌ اعتدال‌ و همه‌جانبه‌نگري، يكي‌ از خواص‌ اسلام‌ عزيز است.

اين‌كه‌ مي‌فرمايد: در نماز توجه‌ و تعبد و قصد قربت‌ و تمركز حواس‌ را به‌ سوي‌ خدا معطوف‌ كند و خود را يكپارچه‌ متوجه‌ خدا نماييد. در عين‌ حال، وقتي‌ براي‌ نماز به‌ مسجد مي‌رويد بهترين‌ و تميزترين‌ لباس‌ خود را بپوشيد. همانطوري‌ كه‌ مي‌گويد: خدا توبه‌كنندگان‌ را دوست‌ دارد «اِنَّ‌ ايحبُّ‌التوابينَ». در عين‌ حال، آنهايي‌ كه‌ خودشان‌ را تميز نگاه‌ مي‌دارند دوست‌ مي‌دارد «اِنَّ‌ اَ‌ يحبُّ‌ المطَّهرينَ»، يعني‌ آن‌ توجه‌ ملكوتي‌ و روحاني‌ را با تميزي‌ و لطافت‌ و نشاط‌ بدني‌ همراه‌ كنيد و يا بعد از اين‌كه‌ عبادات‌ را انجام‌ دادي‌ به‌ دنبال‌ كار و كوشش‌ و زندگي‌ برو و كار را عبادت‌ معرفي‌ مي‌كند، يعني‌ فعاليت‌ بدني.

اسلام‌ مي‌گويد: غرق‌ در دنيا نشويد و خود را در آن‌ گم‌ نكنيد. در مقابل‌ مي‌فرمايد: به‌ دنبال‌ تلاش‌ و معاش‌ باشيد. «من‌ لا‌ معاش‌ له‌ لا معاد له» دنيا و آخرت‌ با هم‌ و در كنار هم‌ ديده‌ مي‌شود. روح‌ و تن، جسم‌ و جان‌ با هم‌ ديده‌ مي‌شود. هر كدام‌ لازمة‌ لاينفك‌ ديگري‌ است‌ و به‌ همين‌ دليل‌ مي‌توان‌ گفت‌ ضرورت‌ دارد كه‌ انسان‌ به‌ پرورش‌ بدن‌ خود همت‌ ورزد و به‌ رشد و سلامت‌ بدن‌ خود رسيدگي‌ كند و همين‌طور راه‌ و وسيله‌ براي‌ انديشيدن‌ انسان‌ همين‌ بدن‌ و پيكر و اندام‌ اوست. چشم‌ است‌ كه‌ مي‌بيند و گوش‌ است‌ كه‌ مي‌شنود و زبان‌ است‌ كه‌ مي‌چشد و.... در هر حال‌ سلول‌هاي‌ مغزي‌ ابزار و وسيله‌ تلاش‌ و تفكر انسان‌ است‌ كه‌ آدم‌ درست‌ بفهمد و درست‌ تفكر نمايد. پس‌ بايد بدنش‌ سالم‌ باشد.

بنابراين، پيوند عميقي‌ بين‌ تن‌ و روان‌ انسان‌ وجود دارد و بايد هميشه‌ مورد توجه‌ باشد. لذا ورزش‌ از جهات‌ مختلف‌ داراي‌ اهميت‌ فراوان‌ است‌ كه‌ ما به‌ بيان‌ چند نمونه‌ از اهداف‌ ورزش‌ اكتفا مي‌كنيم.

در مجموع، ورزش‌ به‌ دو دسته‌ كلي‌ تقسيم‌ مي‌شود : 1- ورزش‌ فكري، مثل‌ شطرنج‌ 2- ورزش‌ رزمي‌ و جسمي، مثل‌ ورزش‌ زورخانه‌اي‌ كه‌ هر كدام‌ فرهنگ‌ خاص‌ خود را دارد.

ورزش‌ زورخانه‌اي‌ كه‌ به‌ آن‌ ورزش‌ باستاني‌ نيز اطلاق‌ مي‌گردد، ورزشي‌ است‌ كه‌ كاملاً‌ بُعد مذهبي‌ داشته‌ و به‌ سختي‌ با مذهب‌ در آميخته، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ اگر بخواهيم‌ ورزش‌ زورخانه‌اي‌ را از مذهب‌ جدا سازيم، ديگر ماهيت‌ خود را از دست‌ مي‌دهد و ديگر ورزش‌ زورخانه‌اي‌ نخواهد بود.

در اين‌ ورزش، تنها به‌ تقويت‌ جسم‌ توجه‌ نشده، بلكه‌ تقويت‌ روح‌ و روان‌ و تربيت‌ مذهبي‌ و اخلاقي‌ جوانان‌ نيز مورد توجه‌ ويژه‌ قرار گرفته‌ است. در اين‌ ورزش، ورزشكاران‌ ياد مي‌گيرند كه‌ همراه‌ بدن، بلكه‌ قبل‌ از بدن‌ و تن، ايمان‌ خود را تقويت‌ نموده، و هر چه‌ بر قوت‌ و قدرت‌ بدني‌ و رزمي‌ آنان‌ افزوده‌ مي‌گردد، تواضع‌ آنان‌ نيز فزوني‌ مي‌يابد.

ورزشكاران‌ بنابر آنچه‌ كه‌ اسلام‌ آموزش‌ داده‌ - در زورخانه‌اي‌ كه‌ بر مبناي‌ تعليمات‌ اسلام‌ و اهل‌ بيت‌ رسول‌ خدا9 بنا شده‌ - متوجه‌ مي‌شوند كه‌ ورزش، هدف‌ نيست، بلكه‌ وسيله‌اي‌ است‌ براي‌ بيشتر و بهتر خدمت‌ نمودن‌ به‌ خدا و خلق‌ خدا و مي‌فهمند كه‌ قوي‌ترين‌ مردم‌ كسي‌ است‌ كه‌ بر هواهاي‌ نفساني‌ خود غلبه‌ نموده‌ و به‌ هنگام‌ خشم، آن‌ را فرو برده‌ و به‌ هنگام‌ غلبه‌ بر خصم، عفو را شكرانه‌ نعمت‌ پيروزي‌ كه‌ خدا به‌ آنان‌ عطا فرموده، قرار دهد.

پورياي‌ ولي، يكي‌ از پيروان‌ حضرت‌ علي7 كه‌ شايد بتوان‌ وي‌ را از بنيانگذاران‌ ورزش‌ زورخانه‌اي‌ دانست، درباره‌ قهرمان‌ واقعي‌ مي‌گويد:

گر بر سر نفس‌ خود اميري‌ مردي‌ بر كور و كر ار نكته‌ نگيري‌ مردي‌

مردي‌ نبود فتاده‌ را پاي‌ زدن‌ گردست‌ فتاده‌اي‌ بگيري‌ مردي‌

گر مرد رهي، نظر به‌ ره‌ بايد داشت‌ خود را نگه‌ از كنار چه‌ بايد داشت‌

در خانه‌ دوستان‌ چو گشتي‌ محرم‌ دست‌ و دل‌ و ديده‌ را نگه‌ بايد داشت‌

در اين‌ رشتة‌ ورزشي، همه‌ چيز، اشعار، آداب، تشويق‌ها، شكل‌ و ساختمان‌ زورخانه، شكل‌ گود و تعداد اضلاع‌ آن، ساعات‌ تمرين‌ و حتي‌ شمارش‌ حركات‌ ورزشي‌ و... رنگ‌ مذهبي‌ دارد. از اين‌ رو مي‌توان‌ زورخانه‌ را يك‌ مكتب‌ دانست.

ورزش‌ در زورخانه، با نام‌ خدا و ذكر ائمه‌ اطهار آغاز مي‌شود و پايان‌ مي‌گيرد. در گذشته‌ نه‌ چندان‌ دور، پهلوانان‌ نه‌ تنها پرورش‌ جسم‌ را به‌ جوانان‌ مي‌آموختند، بلكه‌ درس‌ آزادي، انسانيت، تقوا و پرهيزكاري‌ به‌ آنان‌ داده‌ و مسايل‌ شرعيه‌ را نيز گوشزد مي‌كردند.(7)

ما در اين‌جا براي‌ روشن‌ شدن‌ رابطه‌ تنگاتنگ‌ اين‌ ورزش‌ با دين‌ و مذهب‌ و اثبات‌ ادعاي‌ خود ناگزيريم‌ به‌ برخي‌ از آداب‌ و مقررات‌ زورخانه‌ و نيز شكل‌ ساختمان‌ و ... اشاره‌ داشته‌ باشيم.

‌ ‌1- آداب‌ زورخانه‌

1- ورزشكار بايد موقع‌ ورود به‌ گود، از نظر شرعي‌ پاك‌ باشد (شخص‌ جنب‌ و يا محتلم، حق‌ ورود به‌ گود ندارد).

2-ختم‌ ورزش‌ را مياندار، با اجازه‌ بزرگترها و حضار اعلام‌ مي‌كند، و براي‌ دعا تعارف‌ و پيشنهاد مي‌كند تا يكي‌ از پيش‌كسوتان‌ در باشگاه، مراسم‌ دعا را انجام‌ دهد.

3- موقع‌ مراسم‌ دعا بايد همه‌ ساكت‌ و خاموش‌ باشند و هر كس‌ هر كجا هست‌ بايد بي‌حركت‌ باشد و گوش‌ به‌ سخنان‌ دعا كننده‌ بدهد (چه‌ ورزشكار و چه‌ تماشاچي).

4- اگر ضمن‌ دعا، تماشاچيان‌ از باشگاه‌ خارج‌ شوند، به‌ ورزشكاران‌ داخل‌ گود بي‌احترامي‌ است.

5- داخل‌ گود و روبه‌روي‌ سردم، محل‌ ورود ورزشكاران‌ به‌ گود است‌ كه‌ پايين‌ترين‌ نقطة‌ گود محسوب‌ مي‌شود، و بالعكس، بالاترين‌ محل‌ آن‌ جنب‌ سردم‌ است.

6- ورزشكاران‌ در داخل‌ گود به‌ ترتيب‌ سوابق، از پايين‌ به‌ بالا مي‌ايستند، غير از سادات‌ كه‌ آنها چنانچه‌ مبتدي‌ هم‌ باشند، بالا دست‌ قرار مي‌گيرند و بعد از همه‌ مي‌چرخند.

-7 كباده‌ كشيدن، كه‌ اصطلاحاً‌ به‌ آن‌ كباده‌ زدن‌ هم‌ مي‌گويند، بر خلاف‌ چرخيدن‌ از سادات‌ و بزرگترها شروع‌ مي‌شود و هنگام‌ كباده‌ كشيدن‌ بايد كمان‌ در دست‌ چپ‌ و زنجير (چله) در دست‌ راست‌ قرار گيرد.(8)

2- در زورخانه‌

از گذشته‌هاي‌ دور چنين‌ معمول‌ بوده‌ است‌ كه‌ در زورخانه‌ها را كوتاه‌ مي‌ساختند. گويند در زورخانه‌ از آن‌ جهت‌ كوتاه‌ ساخته‌ شده، كه‌ چنانچه‌ كسي‌ خواست‌ وارد شود، خميده‌ و سر به‌ زير و با ادب‌ وارد شود و بداند آن‌جا مكان‌ جوانمردان‌ است. ديگر آن‌كه، وجود لنگرگاه‌ (زورخانه) در زيرزمين‌ها به‌ اين‌ دليل‌ بود كه‌ دشمن‌ مكان‌ پهلوانان‌ و عياران‌ را پيدا نكند.(9)

‌ ‌3- احترام‌ به‌ سادات‌

همان‌گونه‌ كه‌ در آداب‌ زورخانه‌ اشاره‌ شد، در اين‌ ورزش‌ به‌ سادات‌ و فرزندان‌ حضرت‌ زهرا(س) احترام‌ فوق‌العاده‌اي‌ گذاشته‌ مي‌شود و سادات‌ مبتدي‌ را بر پيش‌كسوتان‌ باسابقه‌ و قديمي‌ مقدم‌ مي‌دارند، هم‌ در چرخيدن‌ و هم‌ در كباده‌ زدن‌ و هم‌ در ترتيب‌ ايستادن‌ در گود.

طرز ايستادن‌ در گود زورخانه‌ اين‌گونه‌ است‌ كه‌ مياندار رو به‌ مرشد، وسط‌ مي‌ايستد و آن‌كه‌ پيش‌كسوت‌ است، پشت‌ به‌ مرشد در كنار ديوار گود و همين‌طور به‌ ترتيب‌ رتبه‌ و سابقه‌ زيردست‌ يكديگر تا آخر، ولي‌ اگر يكي‌ از پهلوانان‌ و يا حتي‌ مبتديان‌ سيد و از اولاد حضرت‌ زهرا(س) باشد به‌ جاي‌ اولين‌ نفر، پشت‌ به‌ مرشد قرارش‌ مي‌دهند.(10)

در مورد نحوه‌ ورود و خروج‌ ورزشكاران‌ نيز چنين‌ است. اگر عده‌اي‌ از ورزشكاران‌ بخواهند دسته‌ جمعي‌ به‌ زورخانه‌ بروند يا از آن‌ خارج‌ شوند، حق‌ تقدم‌ با سادات‌ پهلوان، پيش‌كسوتان‌ و بعد نوبت‌ بقيه‌ است.(11)

در اين‌ رشته‌ ورزشي، محل‌ ورزش‌ پهلوانان‌ در داخل‌ گود است‌ و اين‌ به‌ معناي‌ تواضع‌ پهلوانان‌ در برابر حضار است. با اين‌كه‌ بطور معمول، ورزشكاران‌ از سايرين‌ از نظر جسمي‌ و بدني‌ قوي‌تر مي‌باشند، ولي‌ زور بازو آنان‌ را مغرور نساخته، بلكه‌ روز به‌ روز، هماهنگ‌ با قدرت‌ بدني، به‌ تواضع‌شان‌ نيز افزوده‌ مي‌شود.

‌ ‌4- گود زورخانه‌

اما نكته‌ قابل‌ توجهي‌ كه‌ ارتباط‌ گود را با مذهب، هر چه‌ بيشتر آشكار مي‌سازد، شكل‌ خاصي‌ است‌ كه‌ در ساختمان‌ گود رعايت‌ مي‌شود.

گود زورخانه‌ بويژه‌ از زمان‌ صفويه، به‌ ياد قبر شش‌گوشه‌ حضرت‌ سيدالشهدأ7 و يا به‌ افتخار امام‌ هشتم7، شش‌ ضلعي‌ يا هشت‌ ضلعي‌ و گاهي‌ كمتر يا بيشتر درست‌ مي‌شد كه‌ همه‌ عنوان‌ مذهبي‌ داشت. سردم‌ در زمان‌ صفويه‌ آن‌چنان‌ شد كه‌ بر آن‌ مي‌نشستند و علاوه‌ بر آنچه‌ گفته‌ شد، حتي‌ در تعزيه‌ حضرت‌ امام‌ حسين7 شعرها مي‌خواندند و يا تبليغ‌ مذهب‌ جعفري‌ مي‌نمودند، مخصوصاً‌ تا اين‌ اواخر، اين‌ عمل‌ براي‌ ماههاي‌ محرم‌ و رمضان‌ انجام‌ مي‌گرفت‌ و هنوز هم‌ در بسياري‌ زورخانه‌ها معمول‌ است.(12) چنانچه‌ در فيلم‌ شب‌ دهم‌ در داستان‌ حيدر خوش‌مرام‌ ديديم‌ كه‌ زورخانه‌ چطور به‌ محل‌ تعزيه‌ و عزاي‌ امام‌ حسين7 تبديل‌ شد و از يك‌ عشق‌ مجازي‌ و زميني‌ به‌ عشق‌ واقعي‌ و الهي‌ نزديك‌ شد.(13)

‌ ‌5- زورخانه‌ و رمضان‌

وقتي‌ كه‌ از ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ سخن‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد، ذهن‌ انسان‌ به‌ سوي‌ روزه‌ و ارتباط‌ با خداوند متوجه‌ مي‌شود. از آن‌جا كه‌ روزه‌ ماه‌ رمضان‌ واجب‌ بوده‌ و ترك‌ آن‌ گناه‌ و موجب‌ كفاره‌ است، انسان‌ نبايد كاري‌ كند كه‌ مجبور به‌ ترك‌ و يا نقض‌ روزه‌ شود، و بطور كلي‌ انجام‌ هر كاري‌ مانند خون‌ گرفتن‌ و حمام‌ رفتن‌ كه‌ باعث‌ ضعف‌ شود، بر شخص‌ روزه‌دار مكروه‌ است.(14) هر چند مجبور به‌ خوردن‌ روزه‌ خود نشود. از اين‌ رو مي‌بينيم‌ كه‌ برنامه‌ كار زورخانه‌ در ماه‌ رمضان، با ساير ماههاي‌ سال‌ متفاوت‌ است. زورخانه‌ در بسياري‌ از اوقات، صبح‌ و عصر و شب، داير بوده‌ و هر كس‌ به‌ مقتضاي‌ كاري‌ كه‌ پيشه‌ داشته، اوقات‌ فراغت‌ مخصوص‌ خود را با وقت‌ زورخانه‌ متناسب‌ مي‌ساخته‌ و ورزش‌ مي‌كرده، به‌ استثناي‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ كه‌ فقط‌ شب‌ها داير بوده‌ و مي‌باشد.(15)

‌ ‌6- حركات‌ ورزشي‌

ارتباط‌ ورزش‌ زورخانه‌اي‌ و مذهب، آن‌چنان‌ قوي‌ و نزديك‌ است‌ كه‌ حتي‌ شمارش‌ حركات‌ ورزشي‌ نيز در اين‌ رشته‌ رنگ‌ مذهبي‌ به‌ خود گرفته‌ است. براي‌ نمونه، به‌ نحوه‌ شمارش‌ سنگ‌ گرفتن‌ و شنا در اين‌ رشته‌ ورزشي‌ اشاره‌ مي‌نماييم.

در ابتدا شعري‌ به‌ مناسبت‌ شروع‌ ورزش‌ سنگ‌ با آواز مخصوص‌ مي‌خوانند و سپس‌ شروع‌ به‌ شمردن‌ مي‌كنند:

اول‌ دفتر به‌ نام‌ ايزد دانا صانع‌ و پرودگار حي‌ توانا

يك‌ است‌ خدا، دو نيست‌ الله، سبب‌ ساز كل‌ سبب، چاره‌ بيچارگان، پنج‌ تن‌ آل‌عبا، شش‌ طاق‌ عرش‌ مجيد، امام‌ هفتم، قبله‌ هشتم، نوح‌ نبي، دهنده‌ بي‌منت‌ الله، علي‌ و يازده‌ فرزندش، جمال‌ هشت‌ و چهار صلوات، زياد باد دين‌ نبي، چهارده‌ معصوم‌ پاك، نيمه‌ كلام‌ الله‌ مجيد، شانزده‌ گلدسته‌ طلا، هفده‌ كمربسته‌ مولا، هجده‌ هزار عالم‌ و آدم، ختم‌ پورياي‌ ولي، آقاي‌ خوبان‌ علي.

شمارش‌ سنگ‌ در تهران‌ 117 عدد است‌ كه‌ به‌ آن‌ 117 كمر بسته‌ مولي‌ مي‌گويند. اما در كاشان‌ و اصفهان‌ و بعضي‌ ولايات‌ جنوبي‌ عدد 114 مرسوم‌ است‌ كه‌ به‌ 114 سوره‌ كلام‌ الله‌ مجيد استناد شده‌ و در بعضي‌ از شهرهاي‌ خراسان‌ و شهرهاي‌ شمال‌ عدد 110 را براي‌ شمارش‌ مبنا مي‌گيرند كه‌ طبق‌ حروف‌ ابجد، نام‌ مبارك‌ علي7 است.(16)

يكي‌ ديگر از بخش‌هاي‌ ورزش‌ زورخانه‌اي، شنا مي‌باشد كه‌ با شكل‌هاي‌ گوناگون‌ و در چند مرحله‌ انجام‌ مي‌گيرد. مجموعه‌ شناها اغلب‌ به‌ هزار مي‌رسد و آنها كه‌ قدرت‌ ندارند، يك‌ در ميان‌ مي‌روند يا زانوها را بر زمين‌ نهاده، هماهنگ‌ ديگران‌ سر تكان‌ مي‌دهند. شنا در تقويت‌ تمام‌ ماهيچه‌هاي‌ بدن، بويژه‌ عضلات‌ سرشانه‌ها و بازوها مؤ‌ثر است. در قديم، مرشد دعاي‌ جوشن‌ كبير مي‌خواند، كه‌ هزار نام‌ خدا در آن‌ است‌ و با هر نامي‌ كه‌ مي‌برد، پهلوانان‌ به‌ شنا مي‌رفتند و در پاسخ‌ مرشد مي‌گفتند (يا الله) و احتمالاً‌ در بعضي‌ از شهرستان‌ها هنوز مرسوم‌ است.

به‌ دليل‌ اهميت‌ و قداست‌ قرآن، اولين‌ منبع‌ استدلال‌ را قرآن‌ قرار مي‌دهيم:

قرآن، كتاب‌ آسماني، سرمشق‌ و راهگشاي‌ زندگي‌ انسانها در همه‌ شؤ‌ون‌ و امور تا قيامت‌ مي‌باشد. در اين‌ كتاب‌ مقدس‌ آياتي‌ وجود دارد كه‌ به‌ گونه‌اي‌ بر اهميت‌ ورزش‌ و نيرومندسازي‌ جسم‌ در كنار تقويت‌ روح‌ و بعد علمي‌ آن‌ دلالت‌ دارد. ما در اين‌جا به‌ برخي‌ از آيات‌ كه‌ دلالت‌ بر ورزش‌ و تقويت‌ جسم‌ دارد، اشاره‌ مي‌كنيم‌ و به‌ تحليل‌ آن‌ مي‌پردازيم: